زادروز جبار باغچهبان و توجه به «ادبيات کودکان ناتوان»

جبار عسگرزاده معروف به باغچهبان در سال 1298 از ايروان به ايران آمد و در مرند و تبريز آموزگاري را پيشه کرد. او در سال 1303 کودکستان باغچه اطفال را در تبريز باز کرد و از آن پس خود را باغچهبان ناميد. او که در آموزش به کودکان از نمايش، قصهگويي و بازي بهره ميبرد، سال 1306 در شيراز کودکستاني راهاندازي کرد و در سال 1312 با به تهران آمدن، نخستين دبستان ويژه ناشنوايان را بنيان گذاشت.
فاطمه پورمعصوم، پژوهشگر، در گفتوگو با خبرنگار ايسنا عنوان کرد: توسعه ادبيات کودکان استثنايي از حقوق اين کودکان بوده و تکليفي براي ماست تا شرايط هماهنگي با محيط و رسيدن به حد پذيرش از سوي محيط را براي اين کودکان ايجاد کنيم.
اين کارشناس رسانه تأکيد کرد: ابزارهايي چون تصاوير، برنامههاي نمايشي و برنامههاي صوتي، ابزارهايي هستند که ادبيات کودکان استثنايي ميتواند از آنها استفاده کند.
او افزود: ادبيات کودکان استثنايي، ادبياتي است که از شيوهها و روشهاي هنري متفاوتي براي هماهنگسازي اين کودکان و انتقال آموزشهاي خاص به آنها استفاده ميکند.
او با توجه به تفاوتهاي موجود در بين کودکان استثنايي، بحث خود را با توجه به زادروز باغچهبان، بر کودکان کمتوان جسمي متمرکز کرد و گفت: اگر به ادبيات يک نگاه تشريفاتي و تجملي داشته باشيم، اين نوع از ادبيات به هيچ وجه براي کودکان مفيد نخواهد بود. زماني ادبيات کودکان کارکرد اصلي خود را خواهد داشت که مانند غذاي روح به آن نگاه شود.
پورمعصوم گفت: در خيلي از اوقات، نقشي که ادبيات براي اين کودکان بازي ميکند، به عنوان يک شتابدهنده در يادگيري، هماهنگي و ارتباط با محيط اطراف کودکان است. پس اگر اغراق نکنم، حتا ميشود گفت که کودک از همان ماههاي اول زندگي نياز به داشتن محتوا و ادبيات خاص آن دوران براي ارتباط با محيط و رشد رواني بهتر دارد؛ مانند کتابهاي مصور که بيشتر اوقات مادران براي فرزندان نوپاي خود تهيه ميکنند.
او افزود: اگر يک کودک استثنايي در سالهاي اول عمر خود مورد توجه و آموزش قرار نگيرد، دچار افزايش معلوليت ذهني و جسمي خواهد بود. متأسفانه در شرايط واقعي، تصوري متفاوت وجود دارد، به اين صورت که فکر ميکنند در سنين بالا، اين کودکان را بايد براي هماهنگسازي با محيط آماده کرد، چرا که پدران و مادان اين کودکان، آنها را در سنين پايين به شکلهاي مختلف حمايت ميکنند.
اين کارشناس رسانه گفت: اگر در ادبيات از زبان شفاهي و نوشتاري به عنوان ابزاري در انتقال پيامها، عواطف و دانستنيها استفاده ميشود، ميتوان از ابزارهاي ديگري نيز براي تلطيف احساسات، پرورش ذوق، آموزش و انتقال ارزشها و انديشهها استفاده کرد.
او افزود: ابزارهايي چون تصاوير، برنامههاي نمايشي و برنامههاي صوتي، ابزارهايي خواهند بود که ادبيات کودکان استثنايي از آنها بهره خواهند برد. براي مثال، کودکان ناشنوا ميتوانند با بهرهگيري از کتابهاي تصويري و برنامههاي نمايشي، با دنياي اطراف خود ارتباط برقرار کنند و يا کودکان نابينا، با بهرهگيري از قدرت لامسه خود با ابزارهاي لمسي، خوراک لازم براي رشد و پرورش ذهني و فکري خود را دريافت کنند.
اين کارشناس رسانه تصريح کرد: شايد شما بگوييد که همه اين ابزارها به صورت جسته و گريخته وجود دارند، ولي پاسخ من اين است که ادبيات کودکان، شامل همه ترانهها، لالاييها، اشعار محاورهيي، فولکلور، قصهها و موادي است که کودکان استثنايي از لذت امتحان آنها و سرگرم شدن با آنها محروم هستند. آيا همه اين ابزارها براي کودکان استثنايي دو تا پنجساله در جامعه ما وجود دارند؟ براي سنيني که براي کودکان استثنايي، به عنوان يک دوره کليدي در رشد شخصيت و هماهنگي با محيط تلقي ميشود.
او گفت: اگر عنوان موضوعي «ادبيات کودکان ناتوان» را در کتابخانههايي چون کنگره جستوجو کنيد، لااقل بيش از 40 عنوان کتاب براي شما آورده خواهد شد که در فهرستنويسي تحليلي آن، آن کتاب در زيرمجموعه ادبيات کودکان و نوجوانان و کودکان ناتوان قرار گرفته است و اين در حالي است که اين رقم در کتابخانه ملي ما کمتر از 10 عنوان خواهد بود.
پورمعصوم در ادامه اظهار کرد: اين در حالي است که رشد ادبيات ادبيات کودکان استثنايي ميتواند وضعيت زندگي اين کودکان و والدين آنها را بهبود ببخشد و مانع از ايجاد ترس و واهمهاي شود که وقتي يک کودک ناتوان جسمي يا ذهني پا به دنيا ميگذارد، خانواده آن کودک را دربرميگيرد و هزاران پرسش و سؤال را در مورد آينده کودکان کمتوان رقم ميزند.